* ترمینولوژی حقوق تالیف آقای محمد جعفر جعفری لنگرودی که در سال 1388 تجدید چاپ شده است و اصطلاحات حقوقی و معانی از آن استخراج گردیده است و بهره کافی از آن در این تحقیق برده شده است .
* قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی تالیف آقای عباس زراعت در سال 1384 تجدید چاپ گردیده است و در استفاده از ماده های قانونی از آن بهره برداری شده است .
* آموزش و تحقیقات قوه قضائیه نشر قضا 1384 ، که به شبهات ایجاد شده در خصوص قتل عمد غیر قصاص از سوی قضات پاسخ هایی را ارایه نموده است .
* اندیشه قضایی تالیف آقای محمد رضا دلاوری که به بررسی و تحلیل اندیشه ها و تفکرات امامیه و اهل سنت در خصوص قتل عمد غیرقصاص پرداخته است .
* مقالات :
* قتل غیر عمد نوشته زهرا السادات قرشی که به بررسی انواع قتل بالاخص قتل غیر عمد و مجازات آن پرداخته است که در این تحقیق در بخش قتل غیر عمد از آن بهره برداری شده است .
* پیرامون قتل غیرمسلمان نوشته اسماعیل حسینی که در بخش قتل مرتد و عدم قصاص قاتل بدان اشاره شده و بهره گرفته شده است .
* دست نوشته های دکتر شاه ملک پور که به موضوع قتل عمد غیرقصاص پرداخته است .
* پایان نامه :
* قصاص و موانع آن و عوامل رفع مسئولیت اثر قدیسه میرزایی
و :ساختار
در ابتدای پایان نامه ، کلیات بحث قتل عمد غیر قصاص که شامل معنا و تعریف و تاریخچه قتل عمد و قصاص توضیح داده شده است .
پژوهش حاضر مشتمل بر سه فصل است که فصل اول شامل دو مبحث و چهار گفتار با موضوع بررسی قتل ، قتل عمد ، قصاص ، دیه از دیدگاه اهل سنت و امامیه و حقوق ایران و در مبحث دوم فصل اول به بررسی پیشینه تاریخی قتل عمد در دوران قبل و بعد از اسلام پرداخته شده است .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل دوم نیز شامل دو مبحث و هشت گفتار به بررسی موارد مستقیم و مردد قتلهای عمدی غیر مستوجب قصاص پرداخته شده است.
در فصل سوم که شامل هفت مبحث است به بررسی احکام و آثار کیفری و مدنی قتل عمد غیر مستوجب قصاص و تاثیر آنها در امنیت اجتماعی پرداخته شده است و در پایان پس از نتیجه گیری به منابع و ماخذ مورد بهره برداری در این پژوهش اشاره شده است .

فصل اول :
کلیات پژوهش

مبحث اول : مفاهیم
در این مبحث در دو گفتار جداگانه به بررسی مفاهیم قتل ، عمد ، قصاص و دیه پرداخته می شود که هر کدام از اینها بطور جداگانه مطالب دیگری را در بر خواهد داشت .
گفتار اول : مفهوم لغوی
شرح الاسم یا همان مفهوم لغوی شیء یعنی تفسیر یک کلمه به کلمه دیگری که مانوس تر از آن باشد چنانکه بگوئیم علم یعنی دانستن . این نوع تعریف بیشتر در لغت نامه ها متداول است .1
بند اول : مفهوم لغوی قتل
قتل در لغت به معنی کشتن و کشتار می باشد .2
بند دوم : مفهوم لغوی عمد
منظور از عمد، داشتن علم و آگاهی از ارتکاب فعل به منظور رسیدن به نتیج? آنست3.
بند سوم : مفهوم لغوی قصاص
قصاص در لغت به معنای پی گیری نمودن اثر چیزی است . 4
بند چهارم : مفهوم لغوی دیه
جمع دیه “دیات” است . دیه مصدر از ” ودی” است که “تاء” آن به جای ” واو” محذوف آمده است ، به معنای ” خونبها” .5 “ودی القتیل ودیا ” یعنی دیه و خونبهای کشته را باید داد و دفع کرد .
جوهری گوید : دیه یکی از دیات است و(ه) عوض از واواست ، به معنای حق مقتول (قتیل) است . صاحب جواهر در تبین این اصطلاح می فرماید : اصل دیه ” ودی ” است و با تغییر و تحویل صرفی به ” دیه ” تبدیل شده و گاهی به آن عقل اطلاق می‌شود ، به معنای منع . یعنی دیه مانع جرئت پیدا کردن انسان به خونریزی است . 6 در تهذیب آمده : اصل دیه ” وِدیَه ” به کسر “واو” بوده است و از اقراب الموارد است که : حق قتیل (مقتول) ، مالی است که بدل نفس مقتول به ولی او داده می‌شود و گا‌هی اطلاق شود بر بدل اعضاء و در مهذب الاسماء آمده : خونبها و آن هزار دینار است ، یا ده هزار درهم سیم یا صد اشتر جمع آن دیات است .7
گفتار دوم : مفهوم اصطلاحی
مفهوم اصطلاحی یعنی اینکه مفهوم یک کلمه را در یک یا چند جمله شرح دهیم .
بند اول : مفهوم اصطلاحی قتل
لطمه به حیات دیگری وارد ساختن (از غیر طریق سقط جنین) خواه به واسطه عمل مادی و فیزیکی باشد خواه به واسطه ترک فعل مثل اینکه مادری به طفل شیرخواره خود که تحت حضانت او است شیر ندهد تا او بمیرد و به هر حال باید قصد داشته باشد در غیر این صورت قتل غیرعمد صدق می کند .8
در قانون ما قتل نفس بر3 نوع است : عمد ، شبه عمد و خطای محض .9
قتل عمد : وقتی محقق می شود که فردی با انجام کاری قصد کشتن شخصی را داشته باشد و یا کاری که انجام داده نوعا کشنده باشد و یا هرچند کارش نوعا کشنده هم نبوده اما با در نظر گرفتن وضعیت مقتول از قبیل پیری یا بیماری یا کودکی نسبت به او کشنده تلقی شود . پس قتل عمد قتلی است که عملی که در مورد مقتول انجام می یابد ، آگاهانه بوده و مقصود از آن نیز کشتن وی باشد.
قتل شبه عمد : در این نوع قتل فعل مرتکب نوعا کشنده نیست و قصد سلب حیات هم ندارد اما در عمل منجر به مرگ وی می شود . مثل اینکه شخص سالم و با جثه نسبتاً خوبی را از جای کوتاهی پرت کنند ولی اتفاقا فرد مذکور پس از سقوط فوت کند . فرقی نمی کند که این عمل مجاز یا غیرمجاز باشد . این عمل آگاهانه انجام گرفته است اما قصد قتل در میان نیست و عمل انجام یافته نیز کشنده نبوده و اتفاقاً موجب قتل می شود . به عنوان مثال فرض کنید آموزگار دبستانی به واسطه بی نظمی دانش آموز در سر کلاس درس به او سیلی می زند و وی بر اثر این ضربه فوت می نماید در اینجا یک قتل غیرعمد واقع شده است . یا مانند طبیبی که بیمار را به طور متعارف معالجه کند و اتفاقا سبب جنایت بر او شود .10
قتل خطای محض : در این نوع قتل ، مرتکب نه دارای قصد آن کار روی جسم مقتول است و نه قصد سلب حیات دارد لیکن مبادرت به انجام کاری یا قصد روی شیئی یا شخصی یا موجود مورد نظر خود میکند که اتفاقا منجر به قتل وی می شود . در خطای محض شخص مقتول اصلا مورد نظر قاتل نیست یعنی قاتل نه میخواهد مقتول را بکشد و نه در صدد انجام عملی در مورد مقتول بوده است ، در واقع مقتول را اتفاقا هدف میگیرد و در نتیجه به قتل میرساند . مانند آنکه شخصی به قصد شکار حیوانی به سوی آن اقدام به شلیک گلوله میکند اما گلوله به انسانی برخورد میکند وسبب مرگ او می شود در اینجا مرتکب قصد تیراندازی دارد و آن را با اختیار و اراده انجام میدهد اما قصد اصابت گلوله به مقتول را ندارد و مرگ او را نیز نمیخواهد .
بند دوم : مفهوم اصطلاحی عمد
قصد ، عمد ، اراده و نیت از نظر مفهومی تقریباً یکسان هستند . اما موارد کاربرد آنها متفاوت است . قصد و عمد در مسایل کیفری ، اراده در مسایل حقوقی و معاملات و نیت در‌خصوص عبادات به‌کار‌ می‌رود .
از عمد به ” قصد بالغ عاقل ” تعبیر شده است . عمد به‌ معنای بناء بر انجام فعل خاصی است که بر چهار امر پیش از خود ( مقدمات اراده ) استوار است :
1 ) تصور
2) تصدیق فایده
3 ) شوق
4 ) عزم (رفع موانع و ایجاد موجبات)
5 ) بنای بر انجام فعل.
لذا وجود این مقدمات ، جهت تحقق وصف ” اختیاری بودن ” در فعل صادره از یک شخص ، لازم است . در مانحن فیه ، ضابطه‌ های عمد ، دو مورد هستند ؛ یکی ضابطه ” قصد نتیجه ” یا عمد در جنایت است . یعنی قصد جانی این باشد که جنایت تحقق پذیرد که این خود جهت حصول عمد کفایت می‌کند و دیگر به آلت جنایت توجه نمی‌شود ، چون در حدیث آمده است که : ” کل شیء قصدت الیه فاصبته فهو العمد ” یعنی هر‌چه را که شخص قصد کند و به آن برسد ، عمد محسوب می‌شود .
ضابطه دوم ” قصد ایجاد علت جنایت ” است . یعنی عمد در وقوع فعلی که به حکم عرف و عادت ، منجر به‌ وقوع جنایت گردد .
بند سوم : مفهوم اصطلاحی قتل عمد
قتل عمد آن است که فاعل ، قصد قتل داشته باشد و قتل را به همان نحوی که قصد کرده است ، واقع سازد ؛ خواه آن قصد اصلی باشد و یا تبعی و به شیء کلی (غیر‌معین) و یا به جزئی ( شخص‌معین ) تعلق گرفته باشد و با مباشرت باشد ، یا تسبیب و یا هردو .
با توجه به این تعریف ، عناصر تشکیل‌دهنده قتل عمد دو چیز است :
اول ـ عنصر معنوی (قصد) . دوم ـ عنصر مادی (جنایت ـ مقصود).
به این ترتیب ، قتل ، وقتی عمد خواهد بود که قصد ، وجود داشته باشد و مقصود نیز واقع گردد .
بنابراین ، جنایت در موارد زیر، عمدی محسوب می شود : 11
یک : هنگامی‌که مرتکب قصد کند شخصی را بکشد و همان شخص کشته شود .
دو : وقتی فاعل قصد کند شخصی را بکشد ، به خیال آنکه این شخص زید است، اما پس از قتل معلوم گردد که آن شخص عمرو بوده است . البته بدون آنکه فاعل در هدف‌گیری دچار اشتباه شده باشد .
سه : وقتی مرتکب قصد کند انسانی را بکشد ، بدون آنکه غرضش به شخص معینی تعلق‌گرفته ‌باشد و با فعل وی یک انسان کشته شود .
چهار : هنگامی که فاعل قصد کند جنایتی را مرتکب شود ، هرچند آن جنایت ، قتل انسان باشد .12
الف ) ارکان قتل عمد
برای تحقق قتل عمد وجود سه رکن زیر لازم است:
الف : رکن مادی قتل
ب : رکن معنوی یا عمد و قصد
ج : رکن قانونی

الف – رکن مادی قتل عمد
برای تحقق قتل عمد لازم است که حیات شخص زنده ای توسط فرد دیگری که قاتل نامیده می شود سلب گردد . لذا دو موضوع در اینجا قابل بحث است . اول وجود حیات برای شخص و دوم عملی که مرتکب انجام میدهد.
1- وجود شخص زنده
قتل موجب سلب حیات یک انسان زنده است . لذا وجود حیات در انسان شرط اساسی قتل است . چنانکه فرد مرده را نمی توان به قتل رسانید . بنابراین باید انسان زنده ای وجود داشته باشد تا بتوان حیات او را سلب نمود . فرقی ندارد این انسان مرد باشد یا زن , کوچک باشد یا بزرگ , پیر باشد یا جوان , سالم باشد یا بیمار , ایرانی باشد یا خارجی . اگرچه در بحث تخصیص دیه و نوع کیفر بر اساس دین و مذهب قاتل و مقتول تفاوت هائی وجود دارد لیکن بحث اساسی در اینجا این است که فرد مورد جنایت حتما باید زنده باشد . حیات مجنی علیه در لحظه جنایت شرط لازم و حتمی است . لذا چنانچه فردی با قصد قتل و انجام عملی که نوعا باعث قتل می شود به فردی مثلا با اسلحه گرم شلیک کند و بعدا معلوم شود مجنی علیه چند لحظه قبل به علت حمله قلبی فوت کرده بوده است , عمل مرتکب قتل عمد نیست اگرچه با قصد ارتکاب قتل بوده و عمل او هم نوعا کشنده باشد .

2- فعل مادی مرتکب
یکی از لوازم قتل عمدی فعل مادی است . یعنی باید مرتکب با انجام فعلی که منجر به سلب حیات از مجنی علیه می شود اقدام به قتل نماید . بنابراین آلام و درد و رنج های روحی که فردی برای فرد دیگر بوجود می آورد و آن فرد تحت تاثیر آن درد و رنج ها اقدام به خود کشی – یعنی سلب حیات از خود – می نماید نمی تواند مصداق قتل عمدی باشد زیرا اگرچه متهم با القاء درد و رنج روحی موجب اقدام مجنی علیه به سلب حیات خویش شده است لیکن هیچ فعل مادی مرتکب نشده است . بنابراین احراز قتل عمدی امکانپذیر نیست.
فعل مادی به دو گونه ممکن است رخ دهد : فعل مثبت و ترک فعل . که هر کدام بصورت جداگانه مورد بحث قرار میگیرد.

2-1 : فعل مثبت مادی : از لحاظ عنصر مادی علاوه بر وجود شخص زنده , انجام یک فعل مثبت مادی هم لازم است تا عنصر مادی جرم قتل عمدی کامل گردد . لذا صرف میل و اراده به ارتکاب قتل کافی نمی باشد و مرتکب باید با انجام یک فعل مثبت مادی عمل سلب حیات انسان دیگر را انجام دهد . هرچند وسیله انجام فعل مثبت متفاوت است و مرتکب می تواند از وسایل مختلف استفاده نماید از جمله سلاح سرد و گرم , هل دادن در آب , خفه کردن , ضربه مستقیم با مشت به نقطه حساس و… ولی بدون ارتکاب فعل مثبت مادی ارتکاب قتل عمدی منتفی می باشد.
بنابراین اگر شخصی با دیدن صحنه دلخراش نزاع یا حتی قتل دیگری از ترس بمیرد یا اینکه به سبب ارعاب و اخافه فرد دیگری از ترس جان بدهد مرتکب را نمی توان قاتل معرفی کرد زیرا رابطه علیت بین عمل ترساندن یا نزاع یا… و سلب حیات فرد وجود ندارد و همچنین هرگاه فردی با رفتار زشت و ناشایست خود شرایطی فراهم کند که پدر یا برادرش از فرط بی آبروئی یا… اقدام به خودکشی کنند فرد مورد نظر را نمی توان قاتل شمرد.

2- 2 : ترک فعل : اگرچه دربیشتر مواقع قتل ناشی از فعل مثبت است لیکن نباید تصور کرد که ترک فعل عنصر مادی قتل عمد نیست . زیرا در بعضی مواقع قتل عمدی ناشی از ترک فعل می باشد . در زیر چند مورد از موارد قتل عمدی ناشی از ترک فعل را می آوریم.
1)مرگ ناشی از ترک فعل متعاقب حبس و توقیف غیر قانونی.
هر گاه فردی شخص دیگری را بصورت غیر قانونی حبس نماید و او را تشنه و گرسنه نگهدارد تا بمیرد اگرچه عمل مثبت مادی در سلب حیات انجام نداده لیکن مرتکب قتل عمدی شده است . زیرا عمل منفی مرتکب در این حالت مربوط به فعل مثبت قبلی او یعنی حبس غیر قانونی می باشد.
2)خودداری از شیر دادن طفل به قصد سلب حیات .
3)خودداری از نجات طفل در معرض خطر به قصد سلب حیات.
4)خودداری از دادن دارو یا غذا به بیمار به قصد سلب حیات.
5)خودداری مامور زندان از تحویل لباس یا دارو به زندانی به قصد سلب حیات.
6)خودداری عمدی از نجات غریق در مورد کسی که موظف به نجات غریق است.
ب : رکن معنوی یا قصد و عمد در قتل عمدی
سلب حیات از یک انسات زنده که عنوان قتل دارد وقتی عمدی است که مرتکب ضمن آگاهی قبلی از نتیجه مجرمانه عمل خود اقدام به این کار نماید . یعنی با علم به اینکه عمل مادی او موجب سلب حیات یک انسان می شود اقدام به این کار نماید . صرفنظر از موارد استثنائی , انگیزه قاتل , رضایت مجنی علیه و اشتباه در هویت او در ماهیت قتل عمدی تاثیری ندارد . یعنی هرگاه قاتل به انگیزه شرافتمندانه اقدام به قتل طرف مقابل نماید , یا هرگاه قاتل با رضایت قبلی مجنی علیه حیات را از وی سلب نماید , یا هرگاه قاتل با اشتباه در هویت مواجه شود در هرسه مورد قتل صورت گرفته , عمدی است .
البته احراز عمد مرتکب که یک عامل ذهنی و روانی است کار بسیار مشکلی است که بر عهده قاضی گذاشته شده است . لیکن با توجه به ضابطه های مشخص در قانون و با دقت در نحوه ارتکاب قتل و شیوه استفاده از آلت قتاله و همچنین شدت خطر آلت استفاده شده , می توان به عنصر عمد و قصد پی برد .
ب ) عنصر روانی عمد
عمد شامل دو عنصر روانی می باشد : یکی عمد در فعل و دیگری عمد در نتیجه حاصل از فعل.
الف : عمد در فعل یا عمد عام:
یعنی اینکه قاتل فعل مورد ارتکاب را قصد کرده باشد بدین صورت که عامدا با چوبدستی خود ضربه ای به مجنی علیه وارد نماید و یا او را عامدا از دیوار به سمت پائین هل داده باشد.
ب : قصد نتیجه
یعنی مرتکب به نتیجه مادی عمل خود آگاه بوده و آن نتیجه مورد نظر را قصد کرده باشد . در واقع قصد در نتیجه , یعنی اینکه نتیجه حاصل شده , مورد نظر مرتکب بوده است . بدین صورت که هر گاه شخصی شخص دیگر را هل داده و درون رودخانه ای بیندازد و آن فرد بدلیل عدم توانائی شنا کردن بمیرد , مرتکب باید نتیجه حاصل شده (مرگ فرد) را قصدکرده باشد.
عمد در فعل یعنی فعل انجام یافته با آگاهی و از روی اراده و اختیار به انجام رسیده و عمد در نتیجه یعنی مقصود قاتل از انجام عمل ,کشتن مقتول باشد.
از نظر علمی و قضائی برای اثبات عمد به کیفیت عمل و نوع آلت جرم و نتیجه حاصل از عمل توجه می شود . بنابراین در صورتیکه شخص ضمن اقدام به فعل از آلت و وسیله ای استفاده نماید که غالبا کشنده است و بدان وسیله کسی را بکشد نمی تواند ادعا کند که قصد نداشته و در حقیقت ظاهر این است که فرد قاصد بوده است . (قصد مفروض است) .

ج ) موارد قتل عمدی
قانون مجازات اسلامی با توجه به همین توضیح , قتل را در سه مورد عمدی دانسته است:
1- قتل عمدی با قصد فعل و قصد نتیجه:
بند الف ماده 290 قانون مجازات اسلامی بدین شرح است ” هر گاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود ، خواه کار ارتکابی نوعا موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود ، خواه نشود ” در اینجا قانونگذار علت عمده انتساب عمل مجرمانه را , قصد و عمد مرتکب در نتیجه قرار داده و انجام هر فعلی خواه کشنده خواه غیر کشنده و یا استفاده از هر آلتی خواه قتاله باشد خواه نباشد را مشروط بر اینکه مرتکب در استفاده از آن آلت یا بطور کلی در انجام آن فعل قصد کشتن فرد را داشته باشد , قتل عمدی تلقی نموده است . در واقع چنانچه قصد قتل نزد مرتکب محرز شود و عمل او هم منجر به قتل شود مورد از موارد قتل عمدی است.
2- قتل عمدی با انجام فعل نوعا کشنده:
در بعضی موارد قاتل واقعا قصد قتل ندارد لیکن دست به انجام افعالی می زند که از نظر قانونگذار فعل نوعا کشنده محسوب می شمند. و قاتل هم به این خصوصیت آن افعال آگاه است.بنابراین لازم است فرد از ارتکاب چنین افعالی بپرهیزد در غیر اینصورت قتل عمدی تلقی می شود.این مورد در بند ب ماده 290قانون مجازات اسلامی بدین صورت بیان شده است ” مواردی که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد” .
وقتی فردی عمدا با اسلحه گرم به قصد مصدوم کردن مجنی علیه از ناحیه پا به طرف او شلیک می کند باید بداند که چنانچه این گلوله به جای دیگر بدن او اصابت کند و او بمیرد مرتکب قتل عمدی شده است . لذا در صورت اصابت گلوله به بدن مجنی علیه و مرگ او اگرچه مرتکب قصد کشتن او را ندارد لیکن از نوع آلت استفاده شده و کیفیت فعل کشنده , قصد مفروض است و قتل عمدی است . زیرا سلاح گرم ذاتا کشنده است.
منظور از کار نوعا کشنده در قتل عمدی ایجاد صدماتی است که گاه به اعتبار وسیله و آلت بکار رفته در قتل و گاه به اعتبار حساسیت موضع اصابت در مورد انسان موجب مرگ وی می گردد.
3- مواردی که قاتل قصد کشتن ندارد و کاری که انجام می دهد هم نوعا کشنده نیست , مثلا آلت مورد استفاده نوعا قتاله نیست , یا ضربه به نقاط حساس اصابت نکرده ولی نسبت به طرف به لحاظ بیماری یا پیری یا کودکی و یا ناتوانی و امثال آن نوعا کشنده محسوب می شود.
بند پ ماده 290 ق م ا چنین مقرر میدارد : ” مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می دهد نوعا کشنده نیست ولی نسبت به طرف به لحاظ بیماری یا پیری یا کودکی و یا ناتوانی و امثال آنها نوعا کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد” .
در اینجا فعل مرتکب قتل نوعا کشنده نیست و از جهت اصابت به موضع حساس هم کشنده محسوب نمی شود ولی به اعتبار شخصیت مجنی علیه از نظر ضعف جسمانی یا کهولت سن یا بیماری یا صغر سن ,صدمه ای که برای اشخاص عادی قابل تحمل است , برای مجنی علیه غیر قابل تحمل گردیده و منجر به مرگ وی میگردد.
مثل ایراد ضرب عمدی خفیف نسبت به یک بیمار قلبی که نباید کوچکترین حرکتی داشته باشد . یا ایراد صدمه خفیف به فردی که خیلی مسن است یا رها کردن عمدی طفل شیرخوار و اصابت به زمین و مرگ او.
البته زمانی می توان اینگونه اعمال را به عنوان قتل عمدی محسوب نمود که قاتل از شرایط ویژه مجنی علیه آگاه باشد . در بعضی موارد آگاهی از شرایط تقریبا بدیهی است مثل کهولت سن , صغر سن , ولی در پاره ای از موارد مثل بیماری خاص مجنی علیه چنانچه قاتل از آن مطلع نباشد و قصد قتل هم نداشته باشد و عملش هم غالبا و نوعا کشنده نباشد نمی توان او را به اتهام ارتکاب قتل عمدی تعقیب و مجازات نمود.


دیدگاهتان را بنویسید